بر این زمین عبث مرو ، بیافرین ، بیافرین.
منوی وبلاگ

خسرو باقری متولد 1337 در شهر عبید زاکانی،عارف قزوینی و علامه دهخدا.پدر،علی پاشا باقری،فولادی آبدیده و مادر ،بمانی خانم حاجی پور،بهتر از برگ درخت.لیسانس مترجمی زبان انگلیسی و فوق لیسانس زبان شناسی.مدرس دانشگاه هنر،دانشگاه هنر و معماری و دانشگاه آزاد اراک.
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خسرو باقری
مهدخت هاشمی
پیوندها
قالب بلگفا
طراح قالب

مقدس ترين وظيفه ما، مبارزه است
از فيدل كاسترو
منبع: هفته نامه مردم جهان سوم ـ ترجمه: خسرو باقري
منبع: هفته نامه مردم جهان سوم ـ ترجمه: خسرو باقري
|
در زمانه اي دشوار زندگي مي كنيم. طي ماههاي اخير، هر روز چندين بار، واژگان و جملات وحشتناك و هراس آوري را شنيده ايم. در اول ژوئن سال،۲۰۰۲ رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشكده افسري «وست پوينت» اظهار داشت: «امنيت ما ايجاب مي كند كه استراتژي نيروهاي نظامي مان ـ كه شما هدايت آنها را بر عهده خواهيد گرفت ـ دگرگون شود. نيروهاي مسلح ما بايد در هر لحظه ضروري، آماده تهاجم به هر گوشه و كنار تاريك جهان باشند.»! در همان روز، او دكترين «تهاجم پيشگيرانه» را به طور رسمي اعلام كرد: دكتريني كه در تاريخ سياسي جهان بي سابقه است. چند ماه بعد، جورج بوش در رابطه با عمليات نظامي غيرضرور و تقريباً قطعي عليه عراق گفت: «اگر جنگ به ما تحميل شود؛ با تمام نيرو و قدرت ارتش آمريكا، خواهيم جنگيد.»! شگفت آور است. اين سخنان را دولتمرد كشوري كوچك و ضعيف بر زبان نرانده است. بلكه اظهارات رهبر ثروتمندترين كشور و دارنده قدرتمندترين نيروي نظامي تاريخ وجهان است؛ اظهارات رهبر كشوري است كه علاوه بر تسليحات دهشتناك غيراتمي و سلاحهاي كشتار جمعي، به هزاران سلاح اتمي مجهز است و مي تواند مردم سراسر جهان را چندين بار آنچنان نابود كندكه حتي خاطره اي از آنها باقي نماند.
اما ما چه هستيم؟ گوشه هاي تاريك جهان. اين است تصوري كه بعضي ها. از ملتهاي كشورهاي جهان سوم در ذهن دارند. هيچكس تاكنون چنين تعريف نفرت انگيزي را درباره خلقهاي جهان سوم ارائه نكرده است؛ هيچكس تاكنون اين چنين بي شرمانه آنها را تحقير نكرده است. آنها فراموش كرده اند كه مستعمرات پيشين قدرتهايي كه جهان را بين خود تقسيم و آنها را صدها سال غارت كرده اند؛ امروزه، كشورهاي «عقب مانده» يا به اصطلاح «توسعه نيافته » ناميده مي شوند.
اينان استقلال كامل هيچ يك از اين كشورها را به رسميت نمي شناسند؛ با هيچ يك از اين كشورها، رفتار عادلانه صورت نمي گيرد؛ هيچ كدام از اين كشورها از موقعيت برابر با آنها برخوردار نيست و براي هيچ يك از آنها، امنيت كامل ملي وجود ندارد. هيچ يك از اين كشورها، در تصميمهاي نهادهاي مالي بين المللي نقشي ندارند و نمي توانند از بهترين استعدادهاي انساني و امكانات مادي خود حفاظت كنند. باري هيچ كدام از اين كشورها نمي توانند در برابر تهاجم سرمايه مقاوت كنند و از نابودي طبيعت و محيط زيست در مقابل مصرف زدگي لجام گسيخته، خودپسندانه و پايان ناپذير كشورهاي توسعه يافته اقتصادي جلوگيري كنند. پس از آخرين قتل عام انسانها در سراسر جهان كه در دهه ۱۹۴۰ روي داد، به ما ـ ساكنان گوشه هاي تاريك جهان ـ سياره اي آكنده از صلح را وعده دادند كه در آن از شكاف بين فقيران و ثروتمندان جهان كاسته خواهد شد و كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي توسعه نيافته ياري خواهند رساند . اما تمام اين وعده ها، دروغهايي بزرگ بيش نبودند. در عمل، به ما نظامي ناپايدار و غيرقابل تحمل تحميل شد. جهان به سوي بن بست و بي آيندگي سوق داده مي شود. نفت و گازي كه ۳۰۰ميليون سال طول كشيده است تا فراهم و اندوخته شود؛ در كمتر از ۱۵۰سال به مصرف رسيده است. فقط در ۱۰۰سال گذشته ، جمعيت جهان از ۱/۵ ميليارد نفر به شش ميليارد نفر رسيده است. اين جمعيت عظيم در آينده نيز به منابع انرژي وابسته خواهد بود كه به ناچار مي بايد كشف و استخراج گردند. دامنه فقر گسترش مي يابد و بيماريهاي جديد و قديم زندگي مردم سراسر جهان را تا مرز نابودي تهديد مي كنند. خاك در اقصي نقاط جهان فرسايش مي يابد و حاصلخيزي خود را از دست مي دهد؛ شرايط جوي دگرگون مي شود و هوايي كه تنفس مي كنيم، آبي كه مي نوشيم و درياها به طور روزافزوني آلوده مي شوند.
سازمان ملل متحد قدرت خود را از دست مي دهد؛ سازوكارهاي تثبيت شده آن مختل مي شوند و خود اين نهاد بين المللي به سوي نابودي پيش مي رود؛ از ميزان كمك به كشورهاي در حال توسعه نيز روز به روز كاسته مي شود. كشورهاي جهان سوم ۲/۵ تريليون دلار به كشورهاي توسعه يافته بدهكارند كه در شرايط كنوني قادر به پرداخت آن نيستند و اين در حالي است كه (سالانه) يك تريليون دلار، صرف هزينه هاي تسليحات مرگبار و پيچيده مي شود. چرا و به خاطر چه؟
سالانه همين مقدار يعني يك تريليون دلار ديگر را تبليغات تجاري مي بلعد كه بذر مصرف آزمندانه و پايان ناپذير را در ذهن ميليونها تن از مردم است كه هرگز ارضاع نخواهد شد. چرا و به خاطر چه؟ براي اولين بار در تاريخ، نوع انسان در معرض نابودي توسط خود انسان است، انساني كه به كرداري ديوانه وار دست يازيده و به قرباني اين به اصطلاح «تمدن» تبديل شده است.
امابه هر حال، اكثريت مطلق مردم سراسر جهان بايد بدانند كه هيچكس براي ما مبارزه نخواهد كرد ـ كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. ما خودمان بايد به مبارزه برخيزيم. تنها ما ـ يعني خودمان مي توانيم بشريت را نجات دهيم؛ ماوميليونها كارگر يدي و فكري كشورهاي توسعه يافته كه از فاجعه اي كه انسان در معرض آن قرار گرفته است؛ آگاهند. باري ما با افشاندن بذر انديشه و تناور كردن درخت آگاهي و با به جنبش درآوردن مردم سراسر جهان و برانگيختن افكار عمومي مردم آمريكاي شمالي، مي توانيم به اين ضرورت تاريخي پاسخ گوييم. چيز نويي نيست كه بگوييم. آن را كه عيان است، چه حاجت به بيان است. مقدس ترين وظيفه ما مبارزه است، مبارزه ! و ما مبارزه خواهيم كرد!
Peoples weekly world newspaper, Mar15, 2003
اما ما چه هستيم؟ گوشه هاي تاريك جهان. اين است تصوري كه بعضي ها. از ملتهاي كشورهاي جهان سوم در ذهن دارند. هيچكس تاكنون چنين تعريف نفرت انگيزي را درباره خلقهاي جهان سوم ارائه نكرده است؛ هيچكس تاكنون اين چنين بي شرمانه آنها را تحقير نكرده است. آنها فراموش كرده اند كه مستعمرات پيشين قدرتهايي كه جهان را بين خود تقسيم و آنها را صدها سال غارت كرده اند؛ امروزه، كشورهاي «عقب مانده» يا به اصطلاح «توسعه نيافته » ناميده مي شوند.
اينان استقلال كامل هيچ يك از اين كشورها را به رسميت نمي شناسند؛ با هيچ يك از اين كشورها، رفتار عادلانه صورت نمي گيرد؛ هيچ كدام از اين كشورها از موقعيت برابر با آنها برخوردار نيست و براي هيچ يك از آنها، امنيت كامل ملي وجود ندارد. هيچ يك از اين كشورها، در تصميمهاي نهادهاي مالي بين المللي نقشي ندارند و نمي توانند از بهترين استعدادهاي انساني و امكانات مادي خود حفاظت كنند. باري هيچ كدام از اين كشورها نمي توانند در برابر تهاجم سرمايه مقاوت كنند و از نابودي طبيعت و محيط زيست در مقابل مصرف زدگي لجام گسيخته، خودپسندانه و پايان ناپذير كشورهاي توسعه يافته اقتصادي جلوگيري كنند. پس از آخرين قتل عام انسانها در سراسر جهان كه در دهه ۱۹۴۰ روي داد، به ما ـ ساكنان گوشه هاي تاريك جهان ـ سياره اي آكنده از صلح را وعده دادند كه در آن از شكاف بين فقيران و ثروتمندان جهان كاسته خواهد شد و كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي توسعه نيافته ياري خواهند رساند . اما تمام اين وعده ها، دروغهايي بزرگ بيش نبودند. در عمل، به ما نظامي ناپايدار و غيرقابل تحمل تحميل شد. جهان به سوي بن بست و بي آيندگي سوق داده مي شود. نفت و گازي كه ۳۰۰ميليون سال طول كشيده است تا فراهم و اندوخته شود؛ در كمتر از ۱۵۰سال به مصرف رسيده است. فقط در ۱۰۰سال گذشته ، جمعيت جهان از ۱/۵ ميليارد نفر به شش ميليارد نفر رسيده است. اين جمعيت عظيم در آينده نيز به منابع انرژي وابسته خواهد بود كه به ناچار مي بايد كشف و استخراج گردند. دامنه فقر گسترش مي يابد و بيماريهاي جديد و قديم زندگي مردم سراسر جهان را تا مرز نابودي تهديد مي كنند. خاك در اقصي نقاط جهان فرسايش مي يابد و حاصلخيزي خود را از دست مي دهد؛ شرايط جوي دگرگون مي شود و هوايي كه تنفس مي كنيم، آبي كه مي نوشيم و درياها به طور روزافزوني آلوده مي شوند.
سازمان ملل متحد قدرت خود را از دست مي دهد؛ سازوكارهاي تثبيت شده آن مختل مي شوند و خود اين نهاد بين المللي به سوي نابودي پيش مي رود؛ از ميزان كمك به كشورهاي در حال توسعه نيز روز به روز كاسته مي شود. كشورهاي جهان سوم ۲/۵ تريليون دلار به كشورهاي توسعه يافته بدهكارند كه در شرايط كنوني قادر به پرداخت آن نيستند و اين در حالي است كه (سالانه) يك تريليون دلار، صرف هزينه هاي تسليحات مرگبار و پيچيده مي شود. چرا و به خاطر چه؟
سالانه همين مقدار يعني يك تريليون دلار ديگر را تبليغات تجاري مي بلعد كه بذر مصرف آزمندانه و پايان ناپذير را در ذهن ميليونها تن از مردم است كه هرگز ارضاع نخواهد شد. چرا و به خاطر چه؟ براي اولين بار در تاريخ، نوع انسان در معرض نابودي توسط خود انسان است، انساني كه به كرداري ديوانه وار دست يازيده و به قرباني اين به اصطلاح «تمدن» تبديل شده است.
امابه هر حال، اكثريت مطلق مردم سراسر جهان بايد بدانند كه هيچكس براي ما مبارزه نخواهد كرد ـ كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. ما خودمان بايد به مبارزه برخيزيم. تنها ما ـ يعني خودمان مي توانيم بشريت را نجات دهيم؛ ماوميليونها كارگر يدي و فكري كشورهاي توسعه يافته كه از فاجعه اي كه انسان در معرض آن قرار گرفته است؛ آگاهند. باري ما با افشاندن بذر انديشه و تناور كردن درخت آگاهي و با به جنبش درآوردن مردم سراسر جهان و برانگيختن افكار عمومي مردم آمريكاي شمالي، مي توانيم به اين ضرورت تاريخي پاسخ گوييم. چيز نويي نيست كه بگوييم. آن را كه عيان است، چه حاجت به بيان است. مقدس ترين وظيفه ما مبارزه است، مبارزه ! و ما مبارزه خواهيم كرد!
Peoples weekly world newspaper, Mar15, 2003
نوشته شده توسط خسرو باقری در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 1:13 | لینک ثابت |
