بر این زمین عبث مرو ، بیافرین ، بیافرین.
منوی وبلاگ

خسرو باقری متولد 1337 در شهر عبید زاکانی،عارف قزوینی و علامه دهخدا.پدر،علی پاشا باقری،فولادی آبدیده و مادر ،بمانی خانم حاجی پور،بهتر از برگ درخت.لیسانس مترجمی زبان انگلیسی و فوق لیسانس زبان شناسی.مدرس دانشگاه هنر،دانشگاه هنر و معماری و دانشگاه آزاد اراک.
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خسرو باقری
مهدخت هاشمی
پیوندها
قالب بلگفا
طراح قالب

گنادی زیوگانف
برنامه انتخاباتی حزب ما
هم میهنان عزیز،رفقای گرامی
به مرحله تازه اي از مبارزه سياسي وارد شده ايم : انتخابات رياست جمهوري در دوم مارس 2008 .
انتخابات مجلس آزمون دسواري بود كه در مقابل مردم قرار گرفت . جامعه روسيه هرگز به اين اندازه براي راي دادن به حزب حاكم زير فشار قرار نگرفته و با اين همه تقلبهاي انتخاباتي روبرو نشده بود . حزب حاكم از تمام ابزارها استفاده كرده است : فشار وحشتناك دستگاه دولتي ، شستشوي مغزي بي وقفه مردم با استفاده از تبليغات تلويزيوني ، استفاده از حزب ها و سازمان هاي خلق الساعه ، آراي قلابي ، دست بردن در آيين نامه هاي انتخاباتي و غيره . در واقع حزب كمونيست روسيه با يك حزب سياسي روبه رو نبود، بلكه با دستگاه بوركراتيك و اليگارشي دولتي دست و پنجه نرم مي كرد كه لباس « حزب روسيه متحد » را به تن كرده بود .
نتيجه اين به اصطلاح انتخابات ، همان بود كه هيچ انسان خردمندي نمي تواند به صحت آن اعتماد كند . دستگاه بوكراتك و اليگارشي دولت موجود ، تنها مي توانست با اين شيوه ها وبا زير پا گذاشتن بي شرمانه اصول اخلاقي و وجداني مورد پذيرش جامعه جهاني، در قدرت باقي بماند. حزب ما تنها سازماني بود كه با وجود اين فشارها توانست بر مواضع خود ايستادگي كند و نسبت به انتخابات پيشين مجلس ، با استقبال بيشتري روبرو شود و آراي خود را نيم ميليون نفر افزايش دهد .
حزب ، برنامه همه جانبه اي را به مردم ارائه و از طريق روزنامه هاي «پراودا» و «سوتيسكايا روسيا » در مقياس مسليوني در اختيار مردم قرار داد ، در اين انتخابات دو سوم واجدين شرايط ، يعني 65 ميليون نفر ، يا به پاي صندوق هاي راي نرفتند يا به حزب پوتين ساخته « حزب روسيه متحد » راي ندادند . به هر حال حزب حاكم بي ترديد درباره پيروزي خود در انتخابات جنجال خواهد كرد ، اما يك چيز را نمي تواند از ديد مردم بپوشاند و آن ، اين حقيقت است كه ديگر از حمايت اكثريت مردم روسيه برخوردار نيست . انچه در انتخابات مجلس دوم روي داد ، بر نگراني هاي مردم افزوده است . مردمي كه از سر اطاعت كوركورانه ، خوش خدمتي ، جاه طلبي ، منفعت طلبي و بي تفاوتي نسبت به سرنوشت كشور و مردم در انتخابات شركت كردند و به حزب حاكم راي دادند ، امروز پشيماني و نگراني خود را پنهان نمي كنند .
امروز ، هر شهروند آگاه و خردمند روسيه درمي يابد كه جامعه به صورتي آشكار و البته بي شرمانه به بازي گرفته شده است ؛ تزارهاي جديد،فرادستان و اربابان تازه به دوران رسيده ، بدون شركت در انتخاباتي دموكراتيك و واقعي ، سرنوشت مردم را به دست گرفته اند . ما شايد جابجايي قدرت در ميان فرادستان آزمند قدرت ، ثروت و شهوت و سرسپردگان آن ها هستيم .
فرادستان حاكم ادعا مي كنند كه حافظ قانون اساسي ، دموكراسي و عدالتند ، اما در حقيقت آن چه به مردم داده مي شود ، علاوه بر يك رئيس جمهور ، يك دولت به اصطلاح قانوني و نهادهاي دولت ساخته ، يك « رهبر » ماوراي قانون است كه سرنوشت كشور را با برنامه و دستورالعملهاي نامشخص تعيين ميكند . در اين شرايط ، مجلس نهادي است مطيع و گوش به فرمان رهبر بلامنازع ؛نهادي است متشكل از 300 يا 400 نفر كه هدفي جز خدمت به اليگارشي حاكم ندارد .
فرادستان حاكم ، « حزب روسيه متحد » را به مردم تحميل ميكنند كه در واقع حزب نيست ،بلكه ساختاري بوروكراتيك است زير پوشش حزب . اين حزب ، محصول « كيمياگراني » است در نهاد رياست جمهوري . ابزاري هيولايي است براي كنترل كامل دستگاه دولتي و حيات سياسي جامعه روسيه . حاكمان مي گويند كه كشور در حال رشد اقتصادي ، دفاعي ، فرهنگي و علمي است در حاليكه صنايع و كشاورزي كشور از فقدان كارايي و نارسايي اسيب مي بينند ، ارتش قادر به دفاع از كشور نيست و علم مورد بي مهري و بي توجهي است . فرهنگ ملي كشور نيز به شدت مورد تهاجم فرهنگ مخرب داخلي و خارجي قرار گرفته است .
فرادستان حاكم ميگويند كه درآمد كشور رو به افزايش است و به زودي ، رفاه همه جا را فرا مي گيرد ، در حالي كه كشور در آستانه فقر است.
از آزادی مطبوعات دم میزنند در حاليكه به راحتي ميتوان دريافت كه چنين آزادي وجود ندارد و به جاي آن سانسور شديد و بيشرمانه و حاكميت كامل بر رسانه هاي ارتباط جمعي و به ويژه رسانه هاي الكتريكي است كه حاكم است ، برنامه هاي پوتين و ساختار قدرت سلسله مراتبي كه او و همفكرانش برپا كرده اند ، در واقع نمايش مضحكي است از دموكراسي و نظام مبتني بر قانون اساسي .
روسيه در برابر چشم مردم ، به « دهكده پوتمكين بسيار بزرگي با برج هاي نفتي » تبديل مي شود و هر چه بيشتر در باتلاغ دروغ و خودكامگي فئودالي فرو ميرود . زمان آن رسيده است كه به اين شرايط پايان دهيم . كشور را با اصولي واقعي اداره كنيم و احترام را به خلق روسيه بازگردانيم .
حزب ما بار ديگر به تمام راي دهندگان انديشه ور، به تمام كساني كه به اگاهي و فضيلت علاقه مندند و به كساني كه مايل نيستند تا با تلويزيون مسخ شوند و به همه كساني كه به سرنوشت ميهن خود عشق مي ورزند ، روي مي ورند و الا مي دانند كه : شيوه زندگي آينده ما بستگي به تصميم شما دارد . از شما مي خواهيم كه درباره مسائل و مشكلات كشور تأمل كنيد .وظيفه تمام شهروندان كشور است كه حقيقت را دريابند و آنگاه بر بنياد خرد ، وظيفه و وجدان اقدام كنند .
حزب كمونيست روسيه ، تداوم بخش حزب كمونيست اتحاد شوروي است كه پس از جنگهاي داخلي ، شكوفايي را به كشور بازگرداند و پس از شكست فاشيسم ، كشوري را بر بنياد صنعتي مدرن ، برپا كرد . نمي توان گفت كه در تاريخ ما و در حقيقت در تاريخ بسياري از كشورهاي جهان ، نقاط سياه و تيره وجود نداشته است . ما به اشتباه هاي گذشته معترفيم و خود را مسوول آن ها مي دانيم . اما در عين حال نبايد از ياد برد كه تحت حاكميت شوروي بود كه كشور ما به يك قدرت واقعي در مقياس جهان تبديل شد و به نخستين كشوري تبديل شد كه فضا را به تسخير درآورد .
در اتحاد شوروي ، همه مردم كار و درآمد درخوري داشتند . اموزش و بهداشت و درمان رايگان و مسكن و مسافرت بسيار ارزان بود . قيمت بليط هواپيما آن قدر پايين بود كه نه تنها همه مردم ، بلكه حتي دانشجويان بورسيه اي ميتوانستند از يك طرف به طرف ديگر كشور سفر كنند . كودكان به صورت رايگان از امكانات ورزشي استفاده مي كردند و اعتياد در عمل وجود نداشت . آينده اي روشن در مقابل همگان قرار داشت و كشور از احترام زيادي در جهان برخوردار بود . در دوران اتحاد شوروي ، نيروهاي نظامي ناتو نميتوانستند به يوگسلاوي يورش آورند چه برسد به آن كه به حاكميت روسيه در بخش هايي از كشور ، خدشه وارد كنند . با حاكميت يلتسين و جانشينان او ، كشور در ورطه هولناك سقوط در غلتيد و در حالي كه تنها دو تا سه درصد جامعه در رفاهي حبرت انگيز به سر مي برند ، اكثريت خلق روسيه در دام فقر گرفتارند . بر اساس آمار رسمي دولت ، فاصله بين ده درصد ثروتمندترين افراد جامعه و ده درصد فقيرترين افراد جامعه پانزده برابر است . در حالي كه به نظر كارشناسان مردمي ، اين فاصله سي تا چهل برابر است ، لازم به يادآوري است كه اين فاصله در كشورهاي اروپايي 5 تا 7 برابر است . اقتصاد كشور به نفت و گاز وابسته شده است . بهداشت و درمان و آموزش ، از دسترس خلق خارج شده و جرم و جنايت كشور را فرا گرفته است . ميليونها كودك خياباني و بي سواد ، محصول اين دوران است . بر حسب شاخص هاي توسعه انساني ، روسيه به مقام شصت و پنجم سقوط كرده است ، يعني پايين تر از كشور آفريقايي ليبي . اين سقوط در شرايطي است كه روسيه ثروتمندترين كشور جهان است . ارزش ثروت طبيعي روسيه ، 160000 دلار به ازاي هر نفر ايت . اين رقم در آمريكا 16000 دلار و در اروپا تنها 6000 دلار است . پس چرا ما در شرايط بسيار سخت تري نسبت به آن ها زندگي مي كنيم ؟ دليل آن روشن است ، چون ثروتي كه از فروش منابع طبيعي ما حاصل مي شود ، به جيب مشتي از وابستگان اليگارشي روسيه و پشتيبانان غربي آن ها سرازير مي شود .
درباره سياست هاي ما
پايان بخشيدن به غارت روسيه و اداره جامعه براساس آسايش و آرامش همگان ، بنياد سياست هاي ماست و ما با بي عدالتي خشن و بيرحم امروز جامعه خود مخالفيم و چرا بخش كوچكي از جامعه روسيه ، بر حاصل رنج و كار نياكان ، پدران و زحمتكشان امروز جامعه ما چنگ بيندازد؟ اينان ثروت بادآورده را در جهت توليد به كار نميبرند ، بلكه در فرانسه كاخ در ايتاليا كشتي نفريحي و در انگلستان باشگاه فوتبال مي خرند و روسيه از لحاظ تعداد ميلياردها ، در جهان مقام دوم را داراست ، اما از لحاظ طول عمر مردم ، به تقريب در انتهاي جدول قرارد دارد و چرا در حالي كه 600 ميليار دلاردر بانك هاي خارجي پول ذخيره كرده است ، آموزگاران و پزشكان درآمد ناچيزي دارند ؟ كشاورزان به سختي زندگي ميكنند؟ ميانگين حقوق بازنشستگان 3000 تا 4000 روبل است كه نصف هزينه اي است كه براي يك زندگي لازم است ، آيا با اين حقوق بازنشستگان و با توجه به افزايش مداوم قيمت ها ، امكان يك زندگي شايسته وجود دارد؟ مابا محتاج شدن زحمتكشان روسيه به شدت مخالفيم ، چرا از 74 ميليون نيروي كار روسيه ، 55 نيليون نفر دستمزدي كمتر از 5000 روبل دريافت ميكنند، در حالي كه حداقل هزينه زندگي 2600 روبل اعلام شد كه 700 روبل كمتر از خط فقر جهاني است . چرا در كشور ما از هر 100 دلار درآمد نفت ، تنها 34 دلار به خزانه دولت وارد مي شود ؟ در حالي كه اين رقم در آمريكا 60 دلار ، در نرو 82 دلار و در امارات متحده عربي 91 دلار است. آيا همين مسئله يكي از عوامل غرق شدن مردم روسيه در ورطه فقر نيست ؟ دولت در زمينه هاي طرح هاي ملي در امور مربوط به بهداشت و درمان ، آموزش و مسكن ، تبليغات گشترده اي را به راه انداخته است ، اما واقعيت اين است كه در سايه جنجال هاي تبليغاتي ، مدارس ، بيمارستاها و مراكز پزشكي روستايي را بر مي چيند. بهداشت و آموزش ديگر رايگان نيست و كيفيت آن ها به شدت سقوط كرده است ، قيمت يك متر مربع فضاي ميكوني چنان رشد كرده است كه حتي خانواده هاي متوسط هم قدرت خريد مسكن را ازدست داده اند .
بسياري از نامزدهاي انتخابات آينده ، سعي ميكنند با دادن وعده هاي پوچ كه هرگز به آنهاعمل نخواهند كرد ، راي توده هاي مردم را جمع كنند . هشت سال حاكميت پوتين و همكارانش نشان داده است كه برنامه هاي آن ها چيزي نيست به جز وعده هاي زيبا براي فريب مردم ، غارت خلق و برآوردن منافع ميلياردرهاي روسيه . حزب كمونيست فدراسيون روسيه ، ضمن مخالفت با برنامه هاي حزب حاكم ، با برنامه هاي مشخص خود در انتخابات رياست جمهوري دوم مارس شركت ميكند .
پيشنهادهاي ما
برنامه حداقلي حزب ما بايد به سرعت به اجرا درايد . هدف اين برنامه ، نجات كشور از سقوط در ورطه هولناكي است كه كشور سال هاست در لبه آن قرار دارد .
لازم به يادآوري نيست كه به محض توقف سودهاي سرشار از حاصل درآمد نفت ، كشور به اين ورطه درخواهد غلطيد . اما برنامه حداكثري ما عبارت است از : تعمين و تضمين سطحي از زندگي كه شايسته و درخور براي تمام شهروندان روسيه بدون استثنا . اين برنامه با احياي اقتصاد و اخلاقيات ملي و ترسيم موقعي كشور در سطح جهاني امكان پذير است . حزب كمونيست روسيه باور دارد كه اگر غارت و چپاول كشور متوقف و صنايع و كشاورزي ميهن بازسازي شود و همه مردم از كار شرافتمندانه برخوردارشوند ، زندگي مردم روسيه به صورت چشمگيري بهبود خواهد يافت . روسيه كشوري است به راستي ثروتمند . ما از همه امكانات بهره منديم . منابع طبيعي بسيار غني ، مردمي با استعداد و تحصيل كرده ، تاريخ و سنن حيرت انگيز و دارايي هاي بسيار كه در بانك هاي جهاني ضبط شده اند . امكانات كشور براي روزآمد كردن اقتصاد وبهبود زندگي توده هاي مردم ، مناسب است .
از كجا آغاز كنيم
بايد قوانين ضد مردمي كه از سال 1991 به بعد تصويب شده اند از جمله قوانين مربوط به اصلاحات پولي ، كار ، زمين ، آب و مسكن لغو شود . حزب ما خواستار ملي كردن منابع طبيعي كشور ، صنايع استراتژيك از جمله برق ، حمل و نقل و ارتباط و نيز صنايع دفاعي و نيز برقراري انحصار دولتي در توليد و فروش الكل و دخانيات است .
اليگارشي روسيه بايد ثروتي را كه به صورت باد آورده در دهه 90 به دست آورده است ، به جامعه بازگرداند . در برنامه ما ملي كردن صنابع بزرگ كشور ، با اقداماتي در حمايت از كسب و كارهاي كوچك و متوسط ، همرا خواهد بود . تنها با پيروي از اين برنامه خواهد بود كه دولت امكانات مالي كافي را براي پرداخت دستمزد زحمتكشان ، حقوق بازنشستگي ، تامين مسكن و آموزش و بهداشت رايگان را خواهد دادشت ، براساس برنامه حزب ما بايد هر چه زودتر بخشي از پول نفت كه در كشورهاي خارجي سرمايه گذاري شده است ، به كشور باز گرددد و در راه روزآمد كردن صنايع ، كشاورزي و احياي دانش ، فرهنگ ، آموزش ، بهداشت عمومي و صنايع دفاعي كشور هزينه شود .
براساس برنامه حزب ما بايد دست كم ده درصد توليد ناخالص ملي به آموزش ، 4 درصد ( و به تدريج تا 8 درصد ) به گسترش و تقويت دانش و 3.5 درصد به نيروهاي دفاعي كشور اختصاص يابد . دست كم 15 درصد از بودجه دولت به حمايت از صنايع اصلي كشاورزي و توسعه روستايي تخصيص يابد . برقراري برابري در قيمت فرآورده هاي صنعتي و كشاورزي ضروري است . بايد تفاوت هاي مصرف را احيا كنيم .
خريد و فروش زمين بايد ممنوع شود . مدارس و امكانات درماني و فرهنگي روستاهاي كشور تجديد شود . به نظر ما حداقل دستمزد و هزينه هاي زندگي بايد نه بر اساس 2600 روبل ، بلكه بر بنياد 10000 تا 12000 هزار روبل تعمين شود . حقوق بازنشستگي بايد دست كم 3 تا 4 برابر شود تا معادل 50 درصد دستمزد زحمتكشان در زمان كار باشد ( امروز اين رقم 24 درصد است ) . براساس برنامه حزب ما ، هزينه فوق العائه براي هر كودك 30 هزار تا 50 هزار روبل و حق اولاد ماهانه 1500 روبل خواهد بود .
براساس برنامه حزب ، درآمد ناشي از ماليات بايد به صورت 60 درصد براي مصارف مناطق و 40 درصد براي مصارف فدرال سهميه بندي شود . افرادي كه درآمد ان ها كمتر از 10000 روبل است از پرداخت ماليات معاف شوند و ماليات بر درآمد ثروتمندان بايد دست كم 30 درصد و نه 13 درصد امروز باشد . وام مسكن با شرايط آسان و بهره سالانه حداكثر 5 درصد در اختيار مردم گذاشته شود . با تولد نخستين فرزند 25 درصد وام مسكن بخشيده مي شود و با تولد دومين فرزند 50 درصد معافيت مالياتي به خانواده تعلق بگيرد . خانواده اي كه سه فرزند دارد ، بايد از وام بدن بهره برخوردار شود . اين برنامه به كلي قابل تحقق است . لازم به يادآوري است كه در اتحاد شوروي ، حداقل دستمزد 100 روبل ( 10000 روبل امروزه ) بود و ميانگين حقوق بازنشستگي 90 روبل ( 9000 روبل امروز ) بود ، بي كاري وجود نداشت ، ميزان جرم و جنايت بسيار اندك و آموزش و بيمه درماني رايگان بود . ما مي كوشيم تا ديگر بار اين تسهيلات را فراهم آوريم ، در اين رابطه پس اندازهاي بانكي مردم را كه در دوران به اصطلاح اصلاحات يلتسين- گايدار ، ربوده شد ، به آنان باز خواهيم گرداند . چرا دولت براي پرداخت وام كشورهاي غربي ، به هر اقدامي متوصل مي شود ، اما از بازپرداخت طلب مردم خودداري مي كند ؟ بايد قاطعانه با فساد مبارزه كرد و براي جرم هاي سنگين مجازات در نظر گرفت .
تفاوت نامزد حزب كمونيست روسيه براي انتخابات رياست جمهوري با ساير نامزد ها :
جالب است كه احزاب و سازمانهاي حاكم – حزب روسيه متحد ، حزب ليبرال دموكرات روسيه ، روسيه منصف ، حزب كشاورزان و حزب نيروي مدني – امروزه از ميهن پرستي و عدالت اجتماعي دم مي زنند تا همين چند سال پيش اين احزاب و سازمان ها « مزاياي بازار و اقتصاد آزاد » و « ارزش هاي غربي » را مي ستودند اما امروزه زير فشا نيروهاي اجتماعي و نياز هاي جامعه ، شعارهاي كمونيست ها را ربوده و تكرار ميكنند . اما واقعيت اين است كه احزاب حاكم اگر به راستي صداقت داشتند از مدت ها پيش مي توانستند به ميهم پرستي و عدالت خواهي خود جامه عمل بپوشانند سالهاست كه سيل سود هاي نفتي به سوي روسيه روان است اما تنها در شب انتخابات بود كه حاكمان تصمصم گرفتند بخش بسيار اندكي از آن را به مردم اختصتص دهند اما با قاطعيت بايد گفت ، پس از پايان انتخابات همين اندك را هم پس خواهند گرفت . اما تفاوت حزب كمونيست و اين به اصطلاح ميهن پرستان اين است كه كمونيست ها امتحان خود را براي تامين سعادت مردم و خدمت به ميهن پس داده اند به باور ما تنها با يك ااقتصاد نيرومند و آن هم با ملي كردن مهم ترين بخش هاي اقتصادي و باز سازي صنايع و كشاورزي است كه ميتوان به مردم و ميهن ياري رساند . ما خواستار بازگشت تاريخ به عقب نيستيم ما از خلق هاي روسيه مي خواهيم كه راه آينده را پي بگيرند وبه سوي سوسياليزمي كه با واقعيت هاي امروز جهان وروسيه انطباق داشته باشد و از اشتباه ها و كج انديشي هاي گذشته مبرا باشد ، گام بردارند .
امروز چين با وجود دشواري ها ، به راه سوسياليسمي ميرود . اقتصاد اين كشور پويا ترين اقتپاد جهان است اين كشور تنها در صنعت و كشاورزي به پيش نمي رود ، بلكه در تدارك سفر هاي فضايي است . به تازگي آمريكاي لاتين هم پس از ده ها سال ، به سوسياليسم روي اورده و به جاي پيروي از مدل اقتصادي آمريكا ، راه كوبا را در پيش گرفته است . آمريكاي لاتين راه اقتصاد بازار را كه امروز روسيه مي خواهد در پيش بگيرد ، سالها پيش پيموده و نظام مبتني بر غارت و چپاول و سيه روزي توده هاي مردم را با پوست و استخوان تجربه كرده است . ما ترديدي نداريم كه روسيه نيز راه سوسياليسم را در پيش خواهد گرفت . اما هرچه زودتر ، مسير كنوني را تغيير دهيم ، همانقدر زودتر زندگي شايسته و درخور انسان را آغاز خواهيم كرد .
ما از تمام مردمي كه امتيازهاي انتخابي را رد كردند و به حزب كمونيست روسيه راي دادند ، متشكريم .
ما از تمام كساني كه با وجود اختلاف باور با حزب ، از ما در برابر دولت چپاولگر و غارتگر كنوني حمايت كردند ، قدرداني ميكنيم .
نفوذ حزب نه تنها در ميان شهروندان نسل گذشته ، بلكه در ميان جوانان انديشه ور نيز در حال گسترش است . در انتخابات اخير ، 30 تا 50 درصد آراي مراز تحقيقاتي و علمي كشور به حزب كمونيست روسيه تعلق گرفت . تمام اين افراد عضو حزب كمونيست روسيه نيستند اينان افرادي هستند كه با روشن بيني اوضاع كشور را تحليل مي كنند و در مي يابند كه روند جاري به سقوط كشور منجر خواهد شد .
روي سخن ما با راي دهندگان صادق ميهن است . اگر بر اين باوريد كه مردم در شرايط خوبي به سر ميبرند به كانديداي « حزب روسيه متحد » به كانديداي اليگارشي روسيه راي دهيد . اما اگر مي انديشيد كه زندگي امروز مردم بايد به نحوي تغيير كند ، از نامزد حزب كمونيست فدرال روسيه ، حزب زحمتكشان كشور ، حمايت كنيد . به خاطر داشته باشيد كه راي به ديگر نامزد ها تنها به شكستن راي نيروي پيشرو منجر مي شود و به نفع نامزد حزب حاكم است .
روي سخن ما با راي دهندگان انديشه ور است . ميتوانيد راي ندهيد ، مي توانيد به نامزد حزب حاكم راي دهيد ، اما در آن صورت اوضاع كشور و مردم نه تنها بهتر نخواهد شد ، بلكه باز هم سير افولي را طي خواهد كرد . از حزب كمونيست روسيه حمايت كنيد .
كشور ما ميتواند و بايد احيا شود . با راي به ما به آينده خود و ميهن راي دهيد .
نوشته شده توسط خسرو باقری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 22:29 | لینک ثابت |
درس هاي بزرگ و ارزنده جنبش چپ آلمان
براي مبارزان جهان
در انتخابات سراسري آلمان در سال 2005 ، دو سازمان « آلترناتيو انتخاباتي براي كار و عدالت اجتماعي » و « حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان » فهرست انتخاباتي مشتركي را بر اساس برنامه اي ضد جنگ ، ضد جهاني شدن امپرياليستي و مخالفت با نوليبراليسم را ارائه دادند .همكاريهاي بيشتر اين دو جريان چپ ، سرانجام موضوع وحدت اين دو تشكل را دردستور روز قرار داد . اين وحدت در جلسه پاياني كنگره اي كه در روزهاي 15 و 16 ژوئن 2007 ( 25 و 26 خرداد 86 ) در برلين پايتخت آلمان برگزار شد ،عملي شد .
كنگره وحدت « حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان » و آلترناتيو انتخاباتي براي كار وعدالت اجتماعي » كه در آن 800 نماينده حضور داشتند ، تشكيل حزب واحد چپ هاي آلمان را اعلام كرد .
اين كنگره پس از نظر سنجي كه از تاريخ 30 مارس 2007 تا 18 مه سال 2007 از اعضاي هر دو حزب به عمل آمد ، تشكيل شد . « حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان » 57829 عضو دارد كه 47741 نفر از آن ها 9/82 درصد در نظرسنجي فوق شركت كردند و 9/96 درصد آنها به وحدت دو سازمان راي مثبت دادند . از 11000 عضو « آلترناتيو انتخاباتي براي كار و عدالت اجتماعي » 50 درصد در اين نظرسنجي شركت كردند و 83 درصد آنها به وحدت با « حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان » راي مثبت دادند .
شركت نمايندگان 68 حزب و سازمان سياسي چپ از 47 كشور جهان و سفيران كوبا ، بوليوي ، اكوادور ، ونزوئلا و بلاروس و نيز حضور « فائوستوبتونيتي » رهبر حزب كمونيست رفانداسيون ايتاليا و رييس پارلمان اين كشور كه در عين حال رياست حرب چپ اروپا را هم به عهده دارد و نيز « فرانسيس ورتز » رهبر فراكسيون نمايندگان چپ و كمونيست پارلمان اروپا ، بيانگر پيدايش يك سازمان چپ پيشرو و نشانه تغيير مهمي در تناسب نيروهاي سياسي در اين كشور بزرگ و قدرتمند اروپاست . « برتينوتي » روز وحدت اين دو سازمان سياسي آلمان را « روز بزرگي براي اروپا » و «ورتز» آن را «يك رويداد تاريخي» ناميدند .
كنگره پاياني حزب سوسياليسم دموكراتيك المان در روز 25 خرداد ، با سخنراني « هانس مودرو » آغاز شد . آخرين رييس جمهور جمهوري دموكراتيك آلمان و از بنيان گذاران حزب سوسياليسم دموكراتيك المان ، در سخنراني خود گفت : " حزب جديد چپ نبايد به يك حذب سوسيال دموكرات ديگر تبديل شود .حذب چپ جديد بايد در راستاي تاريخ جنبش كارگري آلمان گام بردارد و نبايد به ريشه هاي خود در تاريخ انقلابي سوسيال دموكراسي ، كمونيسم ، سنديكاليسم و جنبشهاي اجتماعي پشت كند . حزب چپ جديد بايد با سياستهاي نوليبراليسم حاكم بر جامعه ، در سياست و توسعه اجتماعي ، به مخالفت برخيزد ، سرمايهداري را رد و براي سوسياليسم سده 21مبارزه كند . »
پرفسور « لوتاربيسكي » عضو پيشين « حزب سوسياليسم متحده آلمان دموكراتيك » و شخصيت برجسته آكادمي علوم اجتماعي و كميته مركزي و « اسكارلافونتن» عضو برجسته پيشين حزب سوسيال دموكرات آلمان و وزير دارايي آن در دولت سوسيال دموكراتها در سال 1998 ، به طور مشترك به مقام صدر حزب حزب جديد چپ آلمان برگزيده شدند ، اين دو جريان حزب واحد چپ آلمان ، به ترتيب 60 و 40 درصد از اعضاي رهبري را تنا سال 2016 در اختيار خواهند داشت . « لوتاربيسكي » در سخنراني خود در كنگره وحدت دو حزب گفت : " اكنون زمان آن رسيده است كه چپ متحد آلمان ، نقد اجتماعي و رهايي طلبانه ضد سرمايه داري را به برنامه خود بدل كند " .
« اسكارلافونت » نيز در سخنراني خود در كنگره ، وحدت دو جريان ضد سرمايه داري آلمان را ضروري دانست و با توجه به ارثيه سه شخصيت برجسته جنبش كارگري آلمان گفت : " نخستين آنها روزا لوكزامبورگ است كه مهمترين درس او براي ما اين است كه آزادي در عين حال به معناي آزادي آنهايي است كه انتخابي متفاوت مي كنند . " دومين شخصيت برجسته جنبش كارگري آلمان « كارل ليبكنشت » است كه در زندگي خود نشان داد كه چيزي دشوارتر از مقاومت در برابر تفكر و فرهنگ غالب و حاكم وجود ندارد . او زماني كه در مجلس راشتاگ آلمان با تصويب اوراق قرضه دولتي براي پيشبرد جنگ ، به مبارزه برخاست ، در واقع مخالفت طبقه كارگر آلمان را با فاشيسم هيتلري اعلام كرد . سومين چهره برجسته ما « ويلي برانت » است ، زيرا او بود كه به صراخت اعلام كرد : « ديگر هرگز نبايد جنگي از خاك آلمان آغاز شود . » اسكار لافونتن در پايان افزود : " سرمايه داري آبستن جنگ است ، همان طوري كه ابر آبستن باران است ..... "
کنگره ی موسسان حزب چپ که یک هفته پس از تظاهرات پر شور در رستوک آلمان علیه جلسه ی گروه ۸ (هفت کشور سرمایه داری و روسیه)برگزار شد،مورد توجه نیروهای ترقی خواه چپ آلمان قرار گرفته است.یک نظرسنجی نشان داد که ۲۴ درصد رای دهندگان در انتخابات آینده ی آلمان به این حزب چپ که سومین حزب بزرگ و سراسری آلمان است،رای خواهند داد.گزارش شده است که تعدادی از نمایندگان حزب سوسیال دموکرات آلمان در پارلمان این کشور و نیز گروهی از فعالان سیاسی برجسته و رهبران اتحادیه های کارگری آلمان در تدارک پیوستن به این حزب چپ جدیدند.تنها سه روز پس از پایان کنگره،بیش از ۲۵۰۰ نفر به حزب چپ جدید پیوسته اند.شواهد بیانگر آن است که تناسب نیروهای سیاسی در آلمان به صورت بنیادینی دگرگون شده است.در شرایط دشوار کنونی جهان و هجوم بسیار گسترده ی سرمایه داری جهانی علیه جنبش های پیشرو و مترقی جهان،اتحاد نیروهای چپ آلمان و تشکیل حزب واحد چپ،درس بسیار گرانبهایی است که مبارزان چپ جهان باید از آن بیاموزند.
نوشته شده توسط خسرو باقری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 22:28 | لینک ثابت |
